ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 5
معجم البلدان ( فارسى )
6 - 2 آخرين اثر او : شايد آخرين نگاشتهى ياقوت تكميل زندگينامهاى باشد كه براى قاسم واسطى ( 550 - 626 ) در ( معجما 16 : 296 - 316 ) نگاشته و تاريخ مرگ واسطى را در پنجشنبه 4 ربيع يكم 626 يعنى ششماه و 16 روز پيش از مرگ خود ياقوت ، آورده است . ياقوت اين زندگينامه را هنگامى كه از سفر اول مصر بازگشته در جمادى دوم 613 دم در خانهء واسطى در حلب ، از وى گرفته است ( معجما 16 : 297 ) و تاريخ مرگ واسطى را پس از سيزده سال بر آن افزوده است . ياقوت در اين واپسين اثر خويش مانند هميشه ، سخت سنّى است . او از اين دوست همانديش خود شعرهايى مىآورد كه واسطى در آنها بر نابلسى شاعر ( 603 - 671 ) تاخته ، نابلسى را با محمد ابن هانى اندلسى ( 326 - 363 ) سنجيده و سرزنش نموده است ، زيرا كه اندلسى ، معزّ اسماعيلى مصر ( 341 - 365 ) را ستوده بوده ، و نابلسى از احمد ناصر عباسى ( ز 552 - جلوس 575 - م 622 ) خليفهء نيمه گنوسيست شيعى ( طبقات قرن 7 ص 4 - 6 ) است ستايش كرده است . 7 - آشنائى ياقوت با قفطى : قفطى آغاز آشنائى خود را با ياقوت چنين مىآرد : چون ياقوت دلبستگى مرا به كتاب شنيده بود ، به سال 609 با مشتى كتاب به حلب آمد ، من او را به وسيلهء بو على قيلوى « 1 » احضار كرده ، اندكى كتابها كه آورده بود بررسى كردم ، تنها دو كتاب را از آنها پسنديده خريدم . او بار ديگر نيز به سال 613 براى من كتاب آورد . من ( قفطى ) در قيافه و رفتار او ( ياقوت ) نگريسته چيزهايى برداشت كردم كه بعدها درست درآمد ، من دانستم كه او شايستهء همنشينى نيست . . . ياقوت در بررسى كتابها به اندازهء هوش كند خود ، و لجبازى ، كه در خوى او بود ، برداشت مىكرد ، او در سن بزرگى اندكى نحو و لغت آموخته بود . و در آن نيز كمبود داشت . قفطى در نكوهش ياقوت تا آنجا مىرود كه يك نفرين ، نيز از قرآن « 2 » بيرون كشيده نثار ياقوت مىكند . او گناه خيانت اثير ، وصيى ياقوت در امانت او را به گردن قضا و قدر نهاده است . او گويد : آنچه مرا واداشت تا ياقوت را در اين كتاب ياد كنم آن بود كه وى در آن مدت كه ميهمان من بود و هزينهاش را مىپرداختم ، از كتابهايى كه از من به امانت مىگرفت ، دو كتاب سرهم بندى كرد ، يكى در ردّ بر ابن جنى « 3 » در « سرّ الصناعة » كه چيزى تازه در آن نياورده است ، دوم كتابى بنام « اوزان الاسماء و الافعال الحاصرة لكلام العرب » كه در آنجا نيز زشت و زيبا را به هم در آميخته است ، زيرا كه آگاهىهاى ياقوت از زبان كمبود داشت ، و هر چند من به او يادآورى كردم و جاى نادرستىها را نمودم ، او نشنود و نپذيرفت . اگر اين دو كتاب بماند و به وى نسبت داده شود ننگ او خواهد بود . ( قفطى . انباء الرواة ، ج 4 ص 75 - 79 ) . در برابر اين ناسزاها ، ياقوت را مىبينم ، بجز نامهء فروتنانه كه براى پناهندگى از موصل براى قفطى به حلب فرستاد ، و زندگينامهء ستايش آميز قفطى را در ( معجما ج 15 ، ص 175 - 204 ) مىآورد و در همه جا او را با عنوان پر زرق و برق « قاضى اكرم » ياد مىنمايد . 7 - 1 نمك شناسى ياقوت و خشونت قفطى : با آنكه ياقوت سنّىتر از قفطى نيمه گنوسيست است ، باز هم ، از راه نمكشناسى ميهمانى ، مىكوشد تا آلودگى دست خاندان ميزبان خود ، قفطى را ، از شركت در خونريزىهاى فرمانروايان ايّوبى ، كه قفطى نانخور ايشان بود بشويد . او مىگويد : كشتار سه هزار انسان از همشهريان شيعى قفطى ، كه به دعوت داود پسر عاضد ( 555 - 567 ) آخرين خليفهء فاطمى مصر براى باز گردانيدن حكومت شيعهء اسماعيلى به مصر ، به پا خاسته بودند ، و در سال 572 به دستور ملك عادل برادر صلاح ايوبى قاتل سهروردى انجام شد ، همه پس از بيرون رفتن قفطى از شهر قفط رخ داده است ( معجمد چ ع 2 : 28 : 19 - 23 ) .
--> ( 1 ) . نسبت به قيلويه ديهى از مطيرآباد نزديك نيل بابل ( حلّهء امروز ) ( معجمد 4 : 217 ) . ( 2 ) . قرآن . بقره 2 : 85 . ( 3 ) . ياقوت در اين گونه كشاكشهاى ادبى با غير از ابن جنّى نيز در افتاده است . براى نمونه كشاكش او با جوهرى فاريابى در پانوشت چ ع 1 ص 288 - 289 فارسى ص - ديده مىشود كه در آنجا ياقوت در كشاكش سيبويه و ابن جنى از اين جنى حمايت كرده است .